همدم 66

خرید بک لینک
همدم 66 همدم .....گیج و منگم ... عین آدمی که مخدر تموم بدنش و گرفته ... از شدت تب و تنگی نفس حتی توان سرفه کردن هم ندارم ... فقط یک سنگینی روی سینه ام احساس میکنم و چشمام و می‌بندم ... تا باز میکنم میبینم ساعت یکی دو ساعتی جلو رفته ... دختر کوچولوم اما نگرانه داغی بدن من شده ... هی می‌ره از کلمن برام آب میاره ... هی بیدارم می‌کنه و با آب سنج تبم و اندازه میگیره ... وقتی آب سنج بوق میخوره میگه نگاه کن ببین تب داری ؟ خوب نشدی ؟ خب بیا برو دکتر ... بعدشم از تخت میاد پایین و باباش و صدا میزنه مامان داغه بیا ببرش دکتر ... ولی باباش ؟ کاش میشد گاهی یکسری از آدمها رو از اول زندگی هیچوقت هیچوقت ندید ... تصویر روزهای اولی که دانیال و دیدم لبخند هاش نگاه هاش حرفاش همه و همه مثل ی فیلم سریع از جلو چشمم رد میشن ... بغض گلوم و فشار میده و ریحانه با ترس می‌پرسه ... مامان چرا گریه می‌کنی ؟ نمی‌فهمم... اصلا دلیل این حجم از گریه رو نمی‌فهمم فقط دلم میخواد با تموم وجوووووودم از این زندگی فرار کنم ... برم برم برم و حتی سایه اسم دانیال. هم روی زندگیم نیوفته ...! وسایلم و جمع کردم ، اومدم برای همیشه خونه مامان بابا بمونم ... اما جرات نکردم بگم ... نتونستم بگم ... از تب دارم میسوزم ... بیماری و محرم و هیئت و بهانه کردم ... اما نمی‌دونم چه عکس العملت نشون میدن... تا کی من و ریحانه رو اینجا تحمل میکنند ... امروز صبح رفتیم دکتر قطعا پیامک کد رهگیری برای دانیال رفته ... ریحانه داره از تب میسوزه ... اینقدر سرفه کرد که نتونست پاشه بشینه آب بخوره ... حتی یه زنگ نزد بگه ریحانه رو چرا بردی دکتر ؟ حتی اگه تو ذهنش هم بگذره خب از مامانش وا گرفته ... نباید نگران بچه اش بشه ‍؟ ی چیزی تموم وجودم و داره میسوزونه ... اینکه من این زندگی جهنمی رو نمی‌خوام ... دارم آتیش میگیرم ... ی بغضی ی سنگینی به نفرت به حس بی ارزشی یک خط نخواستن یه حس پس. زده شدن ب حس اضافی بودن ... تمومش باهم داره بهم دست میده ... این شبها این روزها هرچی هیئت رفتید برای من دعا کنید .... شاید به برکت این روزها من و دخترمم از اسارت آدمی به اسم بابا به اسم همسر ولی در واقعیت ...... بیخیال ... راستی اگه تو خود شهر اصفهان کاری سراغ دارید که من میتونم با بچه کوچیکم انجام بدم حتما بهم بگید ...! خسته از باران تمنا......

ما را در سایت خسته از باران تمنا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: سه شنبه 18 آذر 1404 ساعت: 13:21

صفحه بندی