خسته از باران تمنا...

متن مرتبط با «ترین» در سایت خسته از باران تمنا... نوشته شده است

غمگین ترین شادی هام

  • نیلوبلاگ

    گاهی میام شروع میکنم به خوندن پست های قبل اصلا انگار خودم نیستم .... اصلا خیلی هاشم یادم نیست ... بعد دلم میگیره از غمی که اون موقع تحمل کردم ....اوووووف ...! زندگی به طرز قبل ادامه داره فقط ریحانه چهارر ماه و ۲۲ روزشه من فردا آخرین امتحان کارشناسی مو میدم .... تو رشته ای که دوست دارم روانشناسی و قدم بعدی و برای ارشد میخوام بردارم خیلیییییییی حس خوبیه که فردا لیسانس و تموم میکنم وااااااااایی واقعا خوشحالم خیلییییییییییی دلم اما ی اتوبان بزرگ میخواد که توش سرم و از ماشین بیرون کنم فقط جییییییییی...

    ادامه مطلب
  • بهترین روزام تیره ترین روزام شد

  • نیلوبلاگ

    اومدم با یه عالمه حرف ....بعد اون ماجراها دانیال خیلی تغییر کرد ... زیاد ...و دوماه بعدش من فهمیدم درست تو اوج اون دعواها تو اوج نیازهای منو دانیال خدا یه ریحانه کوچولو تو دلمون گذاشته ... اولش خیلی ترسیدم گریه کردم ... نمیدونستم چی میشه ولی دانیال یهو شد همون دانیال زمان عقد و نامزدی ... انگار معجزه امام رضا و خدا رو تو زندگیم دیدم ... خیلی ترس داشتم ولی فهمیدم خدا واقعا این بچه رو معجزه قرار داده .... این روزا خیلیییییییییییییی خوبه زیاد اما دلم از ی چیزای دیگه ای گرفته ...ی رمانی بود میخوندم ...

    ادامه مطلب