چقدر این روزا در تکاپوی جنگیدن م برا فراموشی گذشته ام ... راستش یه زمانی خوبم هاااا ... خیلیییییی خوب ... اما یه زمانی مثل این دو سه روزه یهویی فقط هجوم خاطرات و مقایسه هاست ... راستش حالم عجیبه ... دارم از گذشته ام فرار میکنم برای نگهداشتن الان و خوشبختی آینده ام ... شایدم نههه ... ارهه واقعا فرار نمیکنم ... دارم غبطه میخورم به اینکه کاش این تجربه های خوبشم تو آینده تکرار بشه واسم ... گیج و منگم ... توی انتخاب دانیال گرفته تااااااا زندگی آینده ام ... این حس و حال های متضاد چیه ...؟؟؟ از 5ماهه شدن این دوره آشناییه که اینقدر کش اومده یا واقعا یه مرگیم شده؟؟؟؟؟
دعا کنید واسم .
خسته از باران تمنا......ما را در سایت خسته از باران تمنا... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 175