همدم ... هشت

خرید بک لینک

با دانیال حرف زدم ... گفتم و گفت که شرایط طلاق نداریم

گفت که گاهی دوستم داره گاهی نه ... ولی عشق ؟ هرگز با من تجربه نکرده ...

قرار بر تحمل شد ... صبوری و انتظار .... باید ریحانه کمی بزرگتر بشه تا بتونم برم سرکار ...

این روزا معمولیه ... غم انگیزه عادت شده برام که میگم معمولیه ... دعوا نیس حاشیه نیست ...

پریروز تولد دختری بود ... یکسالش شد بردیمش تهران کنار برج آزادی ازش عکس و فیلم گرفتم ... امشبم پدرشوهرمادذشوهرم با خواهر شوهرم اومدن منم ی شام مختصر و ی کیک گرفتیم دور هم تولد گرفتیم براش ... ریحانه من یکسالش شد ... و یک ساله خدا منو از این حجم از تنهایی نجات داده ...

فقط کاش .... وسط این همه ماجرا .... میتونستم بازم بفهمم چرا برای هیچکس از آدمهای اطرافم دوست داشتنی نیستم ؟؟؟؟

خسته از باران تمنا......

ما را در سایت خسته از باران تمنا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: جمعه 24 شهريور 1402 ساعت: 20:34

صفحه بندی