همدم ...22

خرید بک لینک

سلام همدم ... حالت خوبه ؟

واقعا خیلیییییییی دلم هواتو کرده خیلیییییییییییییی زیاد ...

این روزا نبودم چون احساسات عجیبی داشتم ... حال خوب ،حال بد ، خستگی ، فشار ، استرس

بعد اون پست آخر کمر همت و بستم برای زندگیم دارم تلاش میکنم ... درست حرف بزنم ، قضاوت نکنم ، سعی کنم بیشتر دانیال و بفهمم ... شادی الکی نداشته باشم و واقعا حالم و همونحور که هست نشون بدم ... دانیال ؟ حقیقتا خیلی داره تلاش میکنه حالم و خوب نگهداره ... یه روز که از بچه داری خسته بودم و چندروز حالم بد بود اومد گفت پاشو بریم پارک با اوج حال بد و نکبت و غرغر تا رسیدیم دم ماشین گفت دروغ گفتم میخوام بریم رستوران... من واقعا از عمق وجودم خوشحال شدم ... حقیقتا خیلیییییی برام لذت بخش بود ... راستشو بخوایی این چند روز هم هرچی غرغر کردم و عین بچه ها دعوامون شده باهام آشتی کرده ... ولی همدم ی چیزی بگم ؟

ی چیزی توی دلم جاش درست نیست ... انگاری که دلم نسبت به دانیال مشکوکه .... حال دلم نسبت به دانیال خوب نیست ... دانیال یا اساسی تغییر کرده و تصمیم گرفته به چسبه به منو زندگی ... یا واقعا من تغییر کردم و اونم خوشحاله و احساسش نسبت بهم تغییر کرده .... یا حدس اصلیم درسته ... دوباره چیزی شده تو خودش و حال بدش و با من اینجوری نشون میده که مثلا به پر چ پاش نپیچم تا دعوامون نشه ... نمیدونم زندگی قراره چی بشه ... ولی من مدتهاست فهمیدم چقدرررررر دانیال و دوستش دارم... چقدر عاشقشم و دلم میخواد ی زن سرزنده و شاد و گوگولی مگولی باشم براش ....!

ی چیزی بگم همدم ؟

کاش اینجور که خودمو میدیدم میتونستم به دانیال نشون بدم ... یعنی دانیالم منو همینجوری که خودم ،خودمو میبینم ، ببینه ... فعلا که از دوره ای که شرکت کردم راضیم ... دعا کن لطفا بمونه برام این وضعیت ...

ریحانه من حقشه تو ی خانواده پر از عشق بزرگ بشه ...

خسته از باران تمنا......

ما را در سایت خسته از باران تمنا... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 20:07

صفحه بندی